تبليغاتX
اقلیما

جمعه 8 آبان1388

ولادت امام رضا

 

۵ شنبه جمعه ها مرخصی میدن .خداروشکر از ژادگانم راضی ام..

غذاهای خوبی هم میده....همه دکتر مهندسن ماشالله

فرمانده گروهان:  ازجلو نظام       ما : الله

فرمانده گروهان:خبر دار              ما : الله اکبر جانم فدای رهبر

تازه رژه که میرفتیم باید میگفتیم

ما یاوران مهدی صاحب زمانیم                 ای خ ا م ن ه ای بهر تو جان میسپاریم

دریا و خاک و آسمان در پنجه ماست        از غرش ما در جان همواره غوغاس

خلاصه ما شدیم مرید مقام عظمای ولایت، نایب برحق حضرت صاحب الزمان، ولی مطلقه

 فقیه، رهبر انقلاب اسلامی ایران  ،آیت الله خ ام ن ه ای اعلی الله مقامه

تکبیر..

رهبری چن تاسرباز وفادار مثل من داشته باشه غم نداره

از این به بعد کسی در مورد انقلاب مخملی چیزی بگه راحت میفروشمشا. گفته باشم

بگذریم که سخن از امام هشتم در هشت هشت هشتادو هشت از همه چیز خوش تر است

ساقیا حالم خرابه  درد من فقط شرابه   می بده ز جام عشقت   که می تو ناب نابه

 

اگه حق اسم تو رو هشتم نوشته    شاید هشت پین کد درهای بهشته

خدا هم قشنگترین لحظه عمرش      توی هشتم هشت هشتادو هشته

 

 

نوشته شده توسط سعید در 11:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1 آبان1388

خداحافظ

چن وقت پیش  یه خانم ناز و  قشنگ و با شخصیت  و دوس داشتنی چرخ سمت راست

 ماشینشو انداخت تو جوب...

منم که این موقع ها حس هم نوع دوستیم گل میکنه داشتم می رفتم کمکش کنم...

دیدم یه گله مرد دیگه اومدن کمک کنن  دیگه من نرفتم....

خیال میکردم فقط خودم اینجور موقع ها حس همنوع دوستی دارم...

نگو غیر از من آدمای خیر خواه زیادن....این خیلی خوبه

فکر کنم این خانوم با حجمی از شماره تلفن بدرقه شد.....

من چرا دارم خاطره تعریف میکنم الان

اصلا این سعید الان سعید قدیم نیس...از لحاظ روحی کاملا پریودم...

سعید خسته

سعید تهنا

سعید داغون

سعید محزون

سعید مجنون

سعید دل خون

سعید و این همه افسون

مثل این بچه های طلاق همش میشینم یه گوشه میرم توفکر...

قرار نیس هر جوونی تو خودش باشه عاشق شده باشه که...

نمیدونم چرا فکر نمیکنن من تو بهترین لحظات جوانیم که باید فکر خونه و پول و زندگی

 برای آیندم باشم باید برم سربازی...

من به کی بگم دردو دلمو..

  برگردم ۲۵ سالم شده..بیش از یه سال باید با حقوق ۵۰ هزارتومنیه سربازی بسازم...

هی هی هی

این کتاب تست مدیریت تولید هایده متقی تا چن وقت پیش مثل پشکل ریخته بود تو بازارا

حالا یه دونشو هم ندارن... 

 همه کتاب فروشی های  تهرانو گشتم پیدا نکردم کمرم راست نمیشه...

همه علت و معلول جهان هم قسم شدن منو اذیت کنن...ولی کم میارن...

کلا از بحث اصلی دور شدیم...همش وسط حرفم یه حرف دیگه میزنم

 خوانندگان وبلاگم ...من شنبه اعزامم

 هر خوبی و بدی از من دیدین حلالم کنین...

پی نوشت1:چند وقته دارم کتاب سینوهه رو میخونم...حس میکنم این بشر خالی بنده

ژی نوشت:همش حرف (پ) رو (ژ) تایپ میکنم اعصابم خورد شد

خداحافظ نوشت:

خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سلام‌ِ خوب‌ِ دیروزم‌
 بدون‌ من‌ تا ته‌ِ دنیا به‌ آتیش‌ِ تو می‌سوزم‌
 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! همیشه‌ همدم‌ُ همراه‌
 دلیل‌ِ بغض‌ِ بی‌وقفه‌ ، دلیل‌ِ هق‌ هق‌ِ گهگاه‌
 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! عزیزِ خسته‌ از تکرار
 نگو تقدیرِ ما این‌ بود ، محاله‌ بعد از این‌ دیدار

 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سیه‌ پوش‌ِ سراپا نور
 شروع‌ِ ناب‌ِ هر شعری‌ ، تو ای‌ نزدیک‌ِ دورادور
 خداحافظ‌ غزلسازِ طناب‌ُ شاخه‌ وُ رؤیا
 صدای‌ ناب‌ِ روییدن‌ ، غریق‌ِ عاشق‌ِ دریا
 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! گل‌ِ اردی‌بهشت‌ِ من‌
 پُر از نام‌ِ زلال‌ِ توست‌ ، کتاب‌ِ سرنوشت‌ِ من‌
 
 ای‌ گُل‌ِ باران‌نویس‌ِ این‌ کویرِ بی‌بهار
 ای‌ چراغ‌ روشن‌ِ شب‌ْ گریه‌های‌ انتظار
 آخرین‌ برگ‌ِ تمام‌ِ قصه‌های‌ ناتمام‌
 ای‌ غزال‌ِ پُر غرورِ دشت‌ِ سبزِ بی‌حصار
 
 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! دلیل‌ِ تازه‌ بودن‌ها
 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! تمنای‌ سرودن‌ها
 خداحافظ‌ ! خداحافظ‌ ! سفر خوش‌ ! راه‌ِ رؤیا باز
 پَس‌ از تو قحطی‌ِ لبخند ، پَس‌ از تو حسرت‌ِ پرواز...

یغما گلرویی 

پی نوشت ۲:هر کی ندونه خیال میکنه خدا نکرده میخوام برم برنگردم

 

نوشته شده توسط سعید در 23:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 27 مهر1388

سیاسی

 

جنگ تحميلي ، خزر ، تناقض و...

1- عقب نشيني از حقوق ملت ايران خيانت است...
2- ما بر سر حقوق مسلم خود حاضر به مذاكره با هيچ كشوري نيستيم....
3- ما ذره اي از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهيم كرد...
4- اصولا ملت ايران به اجازه نخواهد داد كه بر سر حقوق اساسي آنها با كسي مذاكره كنيم....
5- ما ذره اي از حقوق ملت ايران عقب نشيني نخواهيم كرد...
6- ما از حقوق ملتمان به اندازه سر سوزني كوتاه نمي آييم....
7- جهانيان بدانند ملت ايران از حقوق مسلم خود عقب نشيني نخواهد كرد...
8-
...
جملات فوق عينا متن گفته هاي مسئولين ايران است.
در طي ساليان اخير چندبار جملات فوق را شنيده ايد؟
10 بار ، 100 بار، 1000 بار ....
يك سوال ؟!
طبق بند ششم قطعنامه لازم الاجرا 598 شوراي امنيت (كه با توافق سه جانبه ايران ، عراق و سازمان ملل متحد تنظيم شد) ، دبير كل سازمان ملل موظف به شناسايي متجاوز در جنگ ايران و عراق شد و متجاوز ملزم و متعهد به پرداخت كليه خسارات و همچنين غرامت به كشور مقابل گرديد.
اين قطعنامه در تاريخ 27 تيرماه 1367 مورد قبول ايران و عراق قرار گرفت.
پس از بررسي هياتهاي مختلف كارشناسي شوراي امنيت و سازمان ملل ، خاويار پرز دكوئيار( دبير كل وقت سازمان ملل متحد) طي بيانيه اي رسمي عراق را متجاوز اعلام كرد و عراق ملزم به پرداخت كليه خسارات و همچنين غرامت به كشور ايران شد.
رييس جمهور وقت (هاشمي رفسنجاني) و وزير كشور وقت (عبدالله نوري) حداقل خسارت وارده به كشور در طول 2900 روز جنگ را حداقل 1000 ميليارد دلار اعلام كردند. حال آنكه صرفا خسارت ناشي از شهادت حداقل 300 هزار نفر، مجروح شدن حداقل 700 هزار نفر، تخريب كامل حداقل 10 شهر كشور، تخريب عمده 5 استان كشور، حملات موشكي به حداقل 30شهر كشور، هزاران بي خانمان و جنگ زده ، تخريب صنايع و زيرساختهاي اقتصادي و ... غرامت آنها شايد بسيار بيشتر باشد.
اما
ضروري است بدانيد كشور كويت بخاطر 40 روز اشغال كشورش توسط عراق در جنگ اول خليج فارس، 200 ميليارد دلار غرامت درخواست كرد و طي چند سال از درآمد حاصل از فروش نفت عراق ، غرامت مذكور به حساب كويت واريز شد.
حال ما به همين 1000 ميليارد دلار هم قانع باشيم چون مبلغ بالايي است.
اما
در اين مدت حدود 20سال، ايران حاضر به پيگيري دريافت خسارت و غرامت خود از عراق نشد.
چندي پيش يك خبرنگار از يكي از مسئولين ارشد مملكتي( نماينده ويژه 18 ساله رهبر در شوراي عالي امنيت ملي، رييس قبلي صدا و سيما و دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي و رييس فعلي مجلس) در باره علت عدم پيگيري غرامت جنگ از عراق پرسيده بود .. وي پرسيد سرنوشت پرداخت خسارات جنگ تحميلي بر كشور به كجا انجاميده است؟
در جواب وي با عتاب و تندي گفته شد، ديگر در مورد اين قضيه سئوال نپرسيد و پيگيري نكنيد . اين خلاف مصالح ملي است!
هرچه فكر كنيم كه علت آنكه ما نبايد پيگير خسارات و غرامت جنگ ويرانگرباشيم چيست . احتمالا جوابي منطقي نخواهيد يافت!
شگفتي آنجاست كه ما بايد پيگير منافع، فلسطين و لبنان و ونزوئلا و بوليوي و بوسني و كاستاريكا و سريلانكا و ... باشيم اما حق پيگيري حقوق مسلم خود را نداريم!
يك سوال ديگر ؟!
طبق دو معاهده رسمي فيمابين ايران و شوروي سابق در دهه 1920 و 1940 سهم ايران و شوروي سابق از حقوق و كليه منافع درياي خزر، مساوي و مشترك است.
همچنان كه معاهدات و حقوق بين­الملل و منطق ايجاب مي كرد در سال 1991 كشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق، به مجامع جهاني اعلام نمودند كشورهايشان به كليه معاهدات و تفاهمنامه هاي فيمابين با ساير كشورها پايبند است.
لذا 4 كشور تركمنستان، قزاقستان، روسيه و آذربايجان ، به دلخواه خودشان ، مختار به تقسيم منافع درياي خزر، از سهم 50 درصدي شوروي سابق بودند.
اما جايگاه بين المللي و قدرت چانه زني ايران در سالهاي اخير چنان تنزل يافته و اوامر و دستورات سران كرملين ( روسيه) ما را به جايي برد كه سران ايران حاضر شدند بر سر 50 درصد سهم قطعي و قانوني خود در درياي خزر بر سر ميز مذاكره بنشينند.
در اجلاسي كه به دليل حضور شخص ولاديمير پوتين(رييس جمهور وقت روسيه) با ذوق زدگي زائدالوصف ايران در تهران برگزار شد، به جايي رسيديم كه در عين ناباوري سهم ايران از منافع رو و زير زميني خزر 3/11 (يازده و سه دهم ) تعيين شد!
پنجاه درصد كجا و يازده درصد كجا ؟!
وقتي اين مساله با واكنش شديد نخبگان و مردم مواجه شد ، وزير خارجه دولت نهم در مراسم عيد غدير در ميان كاركنان وزارت خارجه اعلام كرد:" اين يك جنجال است . اين را بدانيد حق ايران از رژيم حقوقي درياي خزر هيچگاه در طول تاريخ بيش از 11 ( يازده)درصد نبوده است!"
كار به جايي رسيد كه كاظم جلالي (عضو و مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس) اعلام كرد: "اگر ما به سهم 20 درصدي از خزر برسيم براي ما يك پيروزي خواهد بود ."
جالب است اجلاس اخير براي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر اينبار در قزاقستان و بدون دعوت از ايران انجام شد.
و هم اكنون چندسال است به جايي رسيديم كه كشور آذربايجان نفت را ، و كشور تركمنستان گاز را از زير آب و خاك خارج مي كند اما ما نمي توانيم دم بر آوريم. ( صحت اين گفته را مي­توانيد از هر كارشناس مستقل نفت و گاز جويا شويد.)
وقتي كشور آذربايجان (كه ايران خود را متعهد به ارسال كمكهاي انسان دوستانه كميته امداد امام به محرومان آن كشور مي­داند) ايران را از كنسرسيوم استخراج نفت در سواحل مشترك آذربايجان و ايران اخراج كرد ، سخت ترين و تندترين واكنش ايران اين بود كه وزير خارجه ايران اين مساله را صرفا " كار بد " توصيف كرد و هيچ اقدام حقوقي براي استيفاي حق مسلم ايران از منافع خزر انجام نشد.
اي كاش به جاي روسيه ، آمريكا در ساحل خزر بود . چون مسئولين ايران فقط مي توانند در مقابل آمريكا و اسراييل چنگ و دندان نشان دهنده و در مقابل ساير كشورها كلاه ايران پشم ندارد.
در واقع تئوري و دكترين اصلي جمهوري اسلامي اين است
" به همه كشورها بايد باج داد تا به آمريكا باج نداد.
حال آيا جملات مسئولين جمهوري اسلامي درباره كوتاه نيامدن
از حقوق ملت ايران، صحت دارد؟

 

نوشته شده توسط سعید در 13:9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 22 مهر1388

بی آر تی

خوشحالم که روزای زوج نمیتونم ماشین بر دارم باید بی آرتی سوار شم ...

تو اتوبوس که هستم یه حس همنوع دوستی بهم دست میده که خودمو هم طبقه و شبیه به مردم میبینم

خدا وکیلی لاف نمیام..یه همچین حسی دارم..

خیلی سخته وقتی شلوغ باشه ها ولی یه جورایی برام لذت بخشه...

هر دفعه که رفتم یه اتفاقی افتاده...دیروز یه کارگر افغانی تو بی آر تی بود داشت برا یه عده پیره مرد صحبت میکرد میگفت مدیریت ایران ضعیفه...داشت در مورد مشکلات سیاسی واقتصادیه ایران صحبت میکرد و یه حرفای قلمبه سلمبه میزد... داشتم میترکیدم از خنده...میگفت من دلم برا مردم ایران میسوزه...با صدای بلند میخندیدم نمیتونستم جلو خودمو بگیرم...

چه روزگاری شده که افغانی ها هم از ایران میرنجن...ای بابا چی بگه آدم

کلا من یه آدم سیاسی نیستم ولی به جان عمه جانم هر روز که میگذره بر حرامزادگیه کروبی و میر حسین و احمدی نژاد بیشتر پی میبرم

مردم خام مارو سر کار گذاشتن...حق داره این افغانیه دلش برامون بسوزه:)

برنامه های صدا سیمارو میبینی فکر میکنی تو بهشت زندگی میکنی...شبکه های وابسته به غرب  که میبینی احساس میکنی داری تو جهنم غلت میزنی....

بحث راجع به بی آرتی بود داشتیم از بحث دور میشدیم...ولی این بی آرتی ها یه مشکلی داره وقتی به مقصد میرسی انگار خسته ای..من که خوابم میگیره...

جرات دارین ساعت ۶ تا ۸ شب برید تو ایستگاه بی آر تی چها راه ولیعصر...آدم میخواد همون وسط بشینه زار زار اشک بریزه:)

پی نوشت:میگم بزنم به تخته همینجوری داره خواننده های وبلاگ زیاد تر میشه ها

پی نوشت ۲:این تصاویرو ببینید یه کم به خودتون بیاید

دل نوشت:دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم

 

 

نوشته شده توسط سعید در 21:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 21 مهر1388

فرزان اطهری

 

 


 

 اگر از هاکوپیان خرید کرده باشین تو کاتالوگاش

 حتما تصویر این آفاهه رو دیدین....

 

آقای فرزان اطهری که سوپر مدل بین المللی

و منتخب ایرانی هستن....

 

 

 

دوس دخترش خیلی نازه هیکلشم خیلی  ۳ک۳۰یه ماشالله

بقیه عکسا تو ادامه مطلب هست...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید در 14:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه 18 مهر1388

مدیر برنامه ریزی


 

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم 

براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت

لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم

براي پشت کردن به ارزوهاي محال

به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به خاطردود لاله هاي وحشي

به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم

تو را براي لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم

تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و

براي نخستين گناه...

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم

تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم

 

 

پی نوشت:اول برج که برم خدمت اینقدر سرم شلوغ میشه که وقت خاروندنشم ندارم

احتیاج به یه مدیر برنامه دارم با حقوق مکفی و بیمه...یه مدیر

برنامه ریز حاذق و مجرب....فکر کنم باید برم تو نیازمندی ها بزنم...

نمیدونم چرا به هرکی میگم بیا مدیر برنامه هام شو بهش بر میخوره...

به یه بنده خدایی گفتم...گفت من دکترا دارم.اونوقت بیام مدیر برنامه های تو شم؟

 

 

نوشته شده توسط سعید در 13:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 6 مهر1388

پاییز

یه استادی داریم به اسم آقای خدایاری...آمارو پژوهش عملیاتی درس میده دانشگاه تهران

البته من دانشگاه تهران درس نخوندما...سر کلاساش میرم...

عضو سابق حزب مشارکت بود...بعد انتخابات بردنش زندان بدبختو ...

بعد از ۵۲ روز آزادش کردن...فکر کنم بیش از ۲۰ کیلو وزن کم کرده بود مادر مرده...

دهنشو رسما به گا داده بودن...اینقدر دلم براش سوخت...خیلی استاد باحالیه..

ماجرای زندان استاد

.چند روز پیش سر کلاسش گفت یه نرم افزار تو علم آمار هست که نشون

 میده انتخابات ایران تقلب شده...

واقعا خیلی چیز  داره.چی بش میگن.آهان...جیگر داره...

فکر کنم با کله از دانشگاه میندازنش بیرون...

بگذریم...

دو روز رفته بودیم شمال..

آخر سری که میخواستیم برگردیم ویلا خیلی کثیف بود..

سر اینکه کی تمیز کنه ویلارو شرط بستیم حکم بازی کنیم هر کی باخت اون دو تا تمیز کنن

 علی همون موقع بهم اس ام اس داد

اگه دماغمو خاروندم پیک بازی کن.اگه گوشمو خاروندم خشت بازی کن.اگه موهامو خاروندم

 دل بازی کن.اگه مشت زدم زمین خاج بازی کن...

من که نتونستم همون موقع حفظ کنم.هی وسط بازی اس ام اسشو میخوندم ببینم

 چی باید بیام

کلی وسط بازی خندیدم ولی بازیو بردیم...هیشکی هم نفهمید ...

امروز بهشون گفتیم ما برا چی وسط بازی میخندیدم...

کلی حالشون گرفته شد

ولی جدا از این حرفا چه فصلیه این فصل پاییز...

خیلی حال میده...

چه ربطی داشت

نوشته شده توسط سعید در 3:1 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 30 شهریور1388

فطر مبارک

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده شمارو دعوت میکنم به تقوای الهی...به تزکیه نفس...به خویشتن داری

انشالله که با این گزینه ها بتوانید به کمال الهی برسید

عید فطر بر شما مبارک باشه....

یه روزمو نگرفتم کفاره داره؟

والسلام علیکم والرحمه الله والبرکاته

تکتیر

به خاطر  گل روی من

 رگبار

بگذریم...

من هی میگم حافظ شیرازی که شیرازی نیس...

دیدین اصفهانی بود اینم لینکش حافظ اصفهانی

اصفهان مهد علم و فرهنگ و ادبیاتهدم همه بچه اصفهانی ها گرم به خصوص خودم...

قول میدم تا چن وقت دیگه متوجه میشن همه شاعرای ایرانی اصلیت اصفهانی دارن...

چه میکنه این فیلم درباره الی...عاشق این فیلمم

از بین ۴ فیلم برگزیده تردید .درباره الی .بی پولی و بیست فیلم درباره الی به عنوان

 نماینده ایران در اسکار  ۲۰۰۹ معرفی شد.

 

about_elly_celebfa_com

 

دل نوشت:من از میان همه نعمت های این جهان، آن چه را برگزیده ام و دوست میدارم، تنهاییست

دروغ گفتم

من از تنهایی نفرت دارم

 

 

نوشته شده توسط سعید در 15:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه 20 شهریور1388

کارهای بایدی

 

اینقدر از کارهای بایدی بدم میاد...

هیچ وقت خوش نداشتم و ندارم کارهای بایدی انجام بدم..

مثلا اینکه باید حتما این کارو انجام بدی

 باید صبح ها ساعت ۷ بیای سر کار...

باید برای مسافرت مرخصی بگیری....

حالم به هم میخوره....

نمدونم چرا نمیفهمن من برای کارهای مدیریتی ساخته شدم

این روحیه من فقط به درد کارهای نظارتی میخوره...

هی میگم از من کار نخواه...

از من فکر بخواه...راه حل بخواه...ایده بخواه....هدف بخواه

صاحب نظری هستیم برا خودمون مثلا

بگذریم ...

این جمله مقام معظم رهبری که در خطبه دوم نماز جمعه ایراد فرمودند 

 با قاطعيت علوي، مخالفان را داغ مي كنيم  و یا اینکه روز قدس فقط متعلق به قدس

 است! اگر كساني بخوا هند از روز قدس براي تفرقه افكني بين ملت استفاده كنند؛

 بايد با آنان برخورد شود!!!!! به نظرتون به چه معنیه؟؟؟؟؟؟؟؟

1_اگه جنبش سبز بیاد تو خیابون گردنشو میزنیم و خونریزی به پا میکنیم...

2_ما به آرمان های امام خمینی پایبندیم و روز قدس باید طبق دستور امام باشد...

3_یه روز دیگری به جنبش سبز برای راهپیمایی فرصت میدهیم ولی ایندفعه رو بی خیال...

4_هیچکدام

بگذریم

پی نوشت 1:جدیدا به این ذلت رسیدم که نزدیک افطار میرم تو صف نون

پی نوشت۲: یه تئاتر به نام( خنکای ختم خاطره) تولید انجمن تئاتر دفاع مقدس اکران شده...

میخواستم بگم فرزاد حسنی برای اولین بار داره تئاتر بازی میکنه

 البته مثل اینکه هنگامه قاضیانی هم حضور داره...کارگردانش نیما دهقانه..

این جالبه که روز اول و دوم اجرا بیش 50 در صد آن پیش فروش شده...

 

 

نوشته شده توسط سعید در 20:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 12 شهریور1388

شمیم خدمت

 

خدایی نکرده فکر نکنین من الان ناراحتم که کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد

 هم قبول نشدما...

به جان عمه جانم یه ذره هم ناراحت نیستم

همه شاهدن که من درسمو خونده بودم حالا نمیدونم چرا قبول نشدم

البته به قول شادمهر تقدیر بی تقصیر نیست

تازه چقدر خوشحالم از این بابت که اول آبان باید برم خدمت مقدس نظام وظیفه

به به  به به..

تو رو خدا نفس عمیق بکشین...میبینین چه بویی میاد...

شمیم عطر خدمت آدمو مست میکنه اونم چه خدمتی!!!!

خدمت به نظام جمهوری اسلامی ایران!

بگذریم....

این چن وقته از شبکه خبر نماینده های مجلسو که به بررسی صلاحیت اعضای کابینه

 دولت دهم  مشغولن رو میبینم یاد دبرستان خودم میفتم و غش میکنم از خنده...

باور کنین دبیرستان ما هم اینطوری بود...

معلم صحبت میکرد هیچ کسی حواسش به معلم نبود...یکی برا خودش وسط کلاس راه

 میرفت...یکی صحبت میکرد با بغل دستی...هر کی یه کاری میکرد غیر از توجه به

 معلم کاملا شبیه مجلس...

دل نوشت: شن‌ها را در مشتم می‌گيرم و کمی آن‌ طرف‌تر روی زمين می‌ريزم. دارم بيابان را جا به جا می‌کنم...

 

 

 

نوشته شده توسط سعید در 16:7 |  لینک ثابت   • 
 
JavaScript Codes